شبهه - ويژگي ها و انگيزه هاي آن
تفاوت شبهه و سؤال :
رابطه ی منطقی بین سؤال و شبهه، عموم و خصوص مطلق است؛ به این صورت که هر شبهه ای سؤال است، اما هر سؤالی شبهه نیست. شبهه خودش نوعی سؤال است، اما سؤالی است که برای استفهام و طلب فهم، مطرح نشده است. برای دانستن و گسترش معلومات و هدایت یافتن به راه صحیح، نیست.
ویژگیهای شبهه:
1-شبهه دارای محتوای هجومی و نفی کننده است. جامعه هدف شبهه و شبهه افکنان مجامع بی دفاع و سطح عمومی جامعه است.
2- شبهه به انگیزه ی تخریب یک عقیده صورت می گیرد. این جا دیگر قصد فهمیدن نیست؛ قصد متزلزل کردن و تخریب عقیده است.
3- القاء شبهه با جار و جنجال و تبلیغات و استفاده از ابزارهای مختلف برای رساندن آن شبهه همراه است. غوغاسالاری درآن حاکم است.
4-در شبهه با پاسخ منطقی، بحث پایان نمی گیرد. کتاب های مختلفی که در چگونگی مباحثات شبهه انگیزان چاپ شده است، گویای این واقعیت است. هر جا علمای ما به پاسخ گویی برخاسته اند و مدارک و ادله و استدلال و براهین قطعی ارایه کرده اند، به سرعت بحث را منحرف می کنند و یک بحث انحرافی دیگری پیش می کشند. بحث بر این نیست که شبهه انگیز باید قانع شود؛ مهم این است که کسانی که تحت تأثیر شبهه های او قرار می گیرند، طرف مقابل و عقیده ی مورد هجومش را بی دفاع نبینند. جوان دانشگاهی ما فریب نخورد و گمان نکند که آن شبهه ها بی پاسخند.
5-شبهه معمولاً در فضاهای غیر پاسخگو رشد می کند. شبهه انگیز در مجامع علمی کار نمی کند. شبهه اش را در مؤسسات تحقیقاتی شما مطرح نمی کند. از رسانه های مختلف استفاده می کند؛ مقاله می نویسد؛ مصاحبه می کند و حتی در سطحی بین المللی حرفش را ابزار می کند تا کسانی که مخاطبش هستند، همان کسی که هیچ سیطره ی علمی به موضوع ندارند، متزلزل شوند. می خواهد عقاید صاف آنان را متزلزل کند.
6-شبهه که در حجمی زیاد و زمانی کم در جامعه فراگیر می شود.
7- فراوانی آن، متناسب با اوضاع اجتماعی است. اگر در جامعه جوی ایجاد شود که خشونت ستیزی رسم شود، حتی قوانین جزایی دستگاه قضا نیز مورد تردید قرار خواهد گرفت. می گویند: مگر اسلام می تواند دینی خشونتی باشد؛ یا به تعابیر دیگر. ناگهان می بینید که در موضوع مهدویّت نیز این شبهه بیشتر اوج می گیرد و رشد می یابد که امام زمان که دو سوم مردم دنیا را می کشد و نظائر آن ... حتی برای این مطلب، به روایات دینی استناد می کنند.

بررسی عوامل و ریشه های شکل گیری شبهه
شبهه گاهی «شكل میگیرد» و گاه «شناخته میشود»: شكلگیری شبهاتی كه بدون علت خارجی ـ و البته در زمینه و بستر مساعد ـ بروز میكند، گاه، طبیعی است و گاه جعلی و مصنوعی. هم چنین شبهاتی كه «شناخته میشود»، گاهی منشأ داخلی دارد و گاهی منشأ خارجی.
در زمینه عوامل و انگیزههای شبههسازی گفتنی است:
1- حفظ موقعیت و توجیه عملكرد خود: نخبگان سیاسی یا فكری، گاه برای حفظ منزلتِ مصنوعیِ خود یا توجیه عملكرد ضعیف یا منفی خویش، و پیشگیری از طرح پرسشها و ابهامات اساسی، به طرح دیدگاهها و نظراتی میپردازند كه منشأ شبهه در جامعه میشود.
2- انجام مأموریت: عناصر خود فروخته و مزدوری یافت میشوند كه برای سست كردن پیوندهای جامعه با دین و حكومت اسلامی، به شبههسازی و ترویج و تعمیم آن میپردازند.
3-رقابت بر سر قدرت: همواره قدرت، رقابت برانگیز است، بخصوص آنگاه كه متصدیان قدرت، حاضر نباشند از مواضع اصولی خود عدول كنند و به معامله با رقبا و دشمنان بپردازند. بنابراین كسانی كه به معارضه با حاكمان برای كسب قدرت میپردازند، برای فراهمكردن زمینههای فكری و اجتماعی آن به شبههافكنی میپردازند.
4-متعلقات و انگیزههای عاطفی: انگیزههای شخصی، حب و بغضها به گرایشهای عاطفی و متعلقات حزبی و گروهی، نیز میتواند منشأ شبههافكنی گردد.
5- هجوم فرهنگی و فكری: یكی از خاستگاههای شبهه، هجوم فكری غرب و پیامدهای آن است. طبعاً انگیزه این هجوم، چیزی جز فراهم ساختن زمینههای سلطه سیاسی و اقتصادی و رفع موانع بسط سلطه مستبكران نمیباشد.
زمینههای شكلگیری طبیعی شبهه:
بسیاری از شبهات، بطور طبیعی و بنابر زمینههای درونی یا بیرونی شخص شبههپذیر، در ذهن و دل او شكل میگیرد و منشأ اثر میگردد.
الف) زمینههای اجتماعی و فرهنگی:
زمینه و خاستگاه اصلی شكلگیری شبهه در ذهن و دل جامعه، ضعف بنیه معرفتی و اعتقادی جامعه؛ بدفهمی، كجفهمی و فقدان شناخت و تحلیل روشمند، عمیق و جامعِ نخبگان فكری جامعه در باب مفاهیم و معارف دینی و نیز نارسایی و كاستی در جریان اطلاعرسانی و ضعف تحلیل مسایل اجتماعی است.
ریشهها و عوامل این امر به روند فكری جامعه ما در چند سده اخیر، عدم شكلگیری روندی مطلوب در مواجهه اندیشمندان، علما و نخبگان جامعه ما با تحولات فكری و اجتماعی مغرب زمین و كاستیها، سستیها و وابستگیهای سیاسی حكومتهای استبدادی پیش از انقلاب اسلامی مرتبط است، ولی بهرحال به منظور تضعیف زمینههای شكلگیری شبهه در جامعه، باید برای این زمینه و خاستگاه اصلی چارهاندیشی و تدبیر شود.
در عین حال زمینههای اجتماعی و فرهنگی خاصی هم در شكلگیری شبهه بطور مستقیم مؤثرند كه مهمترین آنها عبارت است از:
1- تغییر وضعیتها: تغییر در رفتار گروههای مرجع در جامعه یا رفتار و منش مدیران و نخبگان و بروز تعارض میان عمل و گفتار آنان، منشأ پیدایش در ذهن مشاهدهكنندگان میشود.
2-تغییر گفتمانها: هنگامی كه آرمانها و منطق انقلابی و اسلامی، بتدریج جای خود را به آرمانها، شعارها و منطق فرصتطلبانه و بازی قدرت میدهد، جامعه دچار شبهههای فراوانی میگردد.
3- تفكر التقاطی: اگر مراجع فكری جامعه و تولیدكنندگان اندیشه دینی، دچار التقاط باشند، خودبخود زمینه بروز شبهه در اندیشهورزان فراهم میشود. در صورتی كه این اندیشه التقاطی در بخش هایی از نظام آموزشی یك جامعه و در لایههای زیرین مراكز فكری، فرهنگی و هنری وجود داشته باشد، ناچار آثار خود را در پیدایش شبهه بروز خواهد داد.
4-تعامل و تضارب فكری: وجود فضای آزاد فرهنگی و فكری در جامعه ضمن اینكه امری حیاتی و ضروری است ولی گاه بر اثر ضعف بنیه فكری جامعه و سوء مدیریت فرهنگی، زمینههای بروز شبهات را فراهم میسازد.
5-تبادل فكری: یكی از زمینههای شكلگیری شبهه، وجود جریان مبادله و تعامل فكری ـ فرهنگی جامعه با سایر جوامع است. انتقال نظریات، افكار و اندیشههای جدید به فضای فرهنگی و فكری جامعه، همواره میتواند پرسشهای شبههبرانگیزی را برای اقشاری از جامعه مطرح سازد. تدابیر فرهنگی مناسب در شیوه انتقال و تعامل، زمینههای شبههسازی را كاهش میدهد ولی هیچگاه نمیتواند آن را كاملاً منتفی سازد. در عین حال نمیتوان و نباید به این بهانه جریان مبادله فكری را متوقف یا كند ساخت زیرا این امر با توجه به سرعت جریان تولید اندیشه در جهان، اولاً از تحرك و پویایی فكری جامعه میكاهد و ثانیاً پیامدهای دراز مدت آن در تقویت جنبههای شبههساز افكار جدید و عدم آمادگی جامعه برای مقاومت در برابر آن، به مراتب آسیبزایی بیشتری خواهد داشت.
6- فقدان یا ضعف شرایط و مراكز مناسب برای طرح و بحث آزاد مباحث فكری و اجتماعی.
7-عدم اطلاعرسانی شفاف و صحیح توسط مراكز مسؤول.
8-دفاع ضعیف، سست و بد از باورها، ارزشها و عملكردها.
9- عدم كارآمدی و ضعف مدیریت: یكی از مهمترین زمینهها و خاستگاههای شكلگیری شبهه، مواجهه و مشاهده كاستیها و آفات مدیریتی و اجرایی است كه در تحقق و جا افتادن شبهات اجتماعی و سیاسی بسیار مؤثر است. این زمینه بطور غیرمستقیم در یك نظام سیاسی دینی، به شبهات اعتقادی و فكری نیز سرایت كرده و آنها را نیز تقویت میكند.
ب) زمینههای فردی:
كه اشاره شد برای شكلگیری و گسترش شبهه، زمینههای شبههپذیری نیز باید وجود داشته باشد وگرنه بدون وجود این زمینهها، هیچ پرسش یا ابهامی نمیتواند به تردید و سستی در باورها منتهی شود.
در بخش قبل به مهمترین زمینههای اجتماعی و فرهنگی شبههپذیری اشاره شد اكنون به برخی از زمینههای فردی میپردازیم. توجه داریم كه این دو بخش در واقع كاملاً به هم پیوند داشته و بطور متقابل در هم تأثیر گذارند:
1- سادهاندیشی: افراد زودباور، سادهلوح و منفعل بیش از كسانی كه از ذكاوت و تیزبینی برخوردارند، در معرض شبههپذیری قرار میگیرند.
2-اعتماد مطلق به دیگران: ضعف اعتماد به نفس در بحث فكری و اجتماعی و اكتفای به آنچه دیگران میگویند، بخصوص روحیه تقلید و عدم نقّادی زمینه شبههپذیری را افزایش میدهد.
3-ضعف علمی و عدم آگاهی: همانگونه كه قبلاً هم اشاره شد، ضعف بنیه فكری جامعه زمینه شبههپذیری است و در مورد افراد هم، عمق معرفت دینی و آگاهیهای اجتماعی، مانع بزرگی برای شبههپذیری خواهد بود.
4-ضعف اخلاقی و كاستیهای رفتاری: كسانی كه خود به فروغلتیدن در مسیر انحطاط اخلاقی و پیروی از تمایلات نفسانی تمایل دارند و در پی كسب ثروت و قدرت و رفاه و راحتی برای خود میباشد، بیش از دیگران شبههپذیرند. اینافراد شبهات را جاده صافكن شهوات خود میبیند و بنابراین از آن استقبال میكنند و آن را با آب و تاب به دیگران منتقل میسازند! تقوای حقیقی، مانع بزرگ و مؤثری برای شبههپذیری است.
5-كنكاشها و تأملات شخصی: تفكر اگر بر مبانی و مبادی صحیح استوار باشد و در چارچوب روشن درست تحقق یابد، هرگز به نتیجه باطل منتهی نمیشود. در یك استدلال برهانی، هنگامی كه مقدمات و روش صحیح باشد، نتیجه هم قطعاً صحیح خواهد بود. ولی كنكاشها و تأملات شخصی افراد، همواره از قواعد متقن و صحیح فكری و منطقی پیروی نمیكند، از احتمال نتایج غلط منتفی نیست و این خود یكی از زمینههای طبیعی بروز شبهه است. البته برای مقابله با این زمینه تولید شبهه، هرگز فكر نكردن توصیه نمیشود، بلكه مراقبت در روش تفكر، طرح نتایج تأملات و كنكاشها با دیگران و استفاده از «مشورت فكری» برای تصحیح و تكمیل یافتهها، مورد تأكید قرار میگیرد.

روند شبههسازی:
1- یك پرسش یا ابهام، میتواند در شرایط خاصی به یك شبهه تبدیل شود، اما هیچگاه به شكلِ شبهه مطرح نمیشود.
2- هیچكس حاضر نیست اعتراف كند كه درصدد شبهه آفرینی است، ولی عملاً با طرح یك پرسش، برجستهسازی و تكرار آن ـ در صورتی كه به سستی باورها و رفتارها در جهت عدول از حق بیانجامد ـ شبههآفرینی میكند.
3-هیچ پرسش یا ابهامی بدون وجود زمینههای مناسب ذهنی و عینی در جامعه و فرد، نمیتواند به شبهه تبدیل شود.
4-ایجاد و بروز یك شبهه همیشه ارادی و آگاهانه و از روی سوء نیت نمیباشد. گاه یك تعبیر نارسا، بیان ناقص و خامِ یك نظر، بكاربردن یك اصطلاح متشابه و چند پهلو، تغییر خاص جامعه و فضای ذهنی آن، و... منشأ بروز شبهه میشود. در بسیاری از این موارد غفلت، بیمبالاتی یا ضعف اطلاع از شرایط ذهنی جامعه موجب بروز شبهه میشود و نه سوء نیت.
منبع: کانون اندیشه جوان/پرسمان/شبهه شناسی
مهمترين اهداف دشمن در ايجاد شبهه:
۱. ترديد در اعتقادات مردم با هدف گمراه نمودن آنان، كه اين هدف اصلي ترين و مهمترين هدفي است كه از زمان پيدايش اولين انسان به عنوان هدف شيطان مطرح شده است. بر اساس آيات قرآني زماني كه خداوند به ملائكه امر نمود تا به آدم سجده نمايند و شيطان از اين امر سرپيچي نموده و مطرود درگاه الهي واقع شد از خداوند درخواست نمود تا او را تا روز معلوم، مهلت دهد و پس از آنكه خداوند به او مهلت داد، شيطان خطاب به خداوند گفت: فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ(1) يعني قسم به عزتت كه همه اهل زمين را گمراه خواهم نمود. و اين گمراه كردن مهمترين هدف شيطان است كه گاه مستقيما توسط خود وي صورت مي گيرد و در اكثريت قريب به اتفاق موارد توسط اعوان و انصارش كه انسان هاي شبهه افكن و كليه كساني كه به نوعي در مسير گمراهي بشريت گام بر مي دارند انجام مي گيرد و به عبارتي آنان را به هم نشينان شيطان در جهنم تبديل مي كنند از اين رو آنان خواسته يا ناخواسته اصلي ترين اعوان و انصار شيطان در اين مسير هستند.
۲. خلط حق و باطل و عدم امكان تمييز حق و باطل به منظور نصرت از حق در مواقع مقتضي كه اين كار از جمله كارهاي ناپسندي مي باشد كه خداوند متعال از آن نهي كرده است(2) اما متاسفانه دشمنان همواره با استفاده از اين كار تلاش نموده اند تا مانع از شناخت حق شوند و همين كار باعث شد تا در دوران امام علي، عده اي جاهل با ديدن قرآن بر سر نيزه ها از اطاعت قرآن ناطق سرباز زنند و مبارزه با معاويه را جنگ با قرآن تلقي نمايند و بعدا خود پشيمان شده و حوادث بعدي را به وجود آورند. امروزه نيز دشمنان تلاش مي كنند تا با القاي برخي مفاهيم ظاهرا منطقي و حتي گاه با بهره گيري از ظواهر ديني، حق و باطل را به هم مخلوط كرده و مانع از شناخت حق از باطل گردند.
۳. تضعيف غيرت ديني: شايان ذكر است غيرت ديني كه از جمله مشخصات يك مسلمان واقعي مي باشد در شرايطي نمود خواهد داشت كه وي به اعتقادات خود حقيقتا ايمان و باور داشته باشد اما وقتي اعتقادات او دچار شك و شبهه شد ديگر توجيهي براي غيرت ديني نخواهد بود و به تدريج اين مساله به تضعيف غيرت ديني وي منجر خواهد گرديد.
۴. هويت زدايي از نسل جوان و قطع پيوند وي با گذشته تاريخي اش.
۵. زمينه سازي براي جايگزين كردن افكار وارداتي غربي همچون سكولاريسم، ليبراليسم غربي و... كه اين كار در مرحله اول با تضعيف و به تدريج حذف افكار رايج آغاز مي شود و به تدريج با پيدا شدن خلا ايدئولوژيك، افكار جديد جايگزين افكار گذشته مي گردند كه پيش زمينه آغاز اين نقشه شوم نيز شبهه افكني نسبت به باورهاي مستقر جامعه مي باشد.
۶. تضعيف روحيه مقاومت در برابر استكبار كه اين مورد اخير يكي از مهمترين اهداف دشمنان در شبهه افكني ها نسبت به اعتقادات ديني بوده است. به ويژه از زماني كه سلطه طلبان جهاني دريافتند كه مهمترين مانع در برابر بسط نفوذ استعماري آنها، فرهنگ اصيل ديني مستقر در جوامع اسلامي مي باشد كه با قواعد و دستورالعمل هايي همچون قاعده نفي سبيل، ممنوعيت ذلت پذيري در برابر اجانب، تاكيد بر روحيه ايثار و شهادت و مقاومت و... ، ممنوعيت ظلم پذيري در برابر هر كس و... مانع از تحقق ايده هاي استعماري آنان مي گردد. بنابر اين آنان تلاش نمودند تا با شبهه افكني ها، اين زيربناها را يكي پس از ديگري تخريب نموده و مانع از پيدايش مقاومت در برابر سلطه طلبي هاي آنان گردند كه امروزه مبارزه همه جانبه آنان با قرآن كريم كه تا حد اهانت به اين كتاب آسماني پيش رفته است و مهمترين علت آن هم وجود آيات جهاد در اين كتاب آسماني مي باشد در همين راستا ارزيابي مي شود.
۷. ايجاد فضاي ياس و نااميدي ازنظام اسلامي از طريق شبهه افكني و ارائه فضايي تيره و تار از فضاي عمومي كشور و به طور كلي سياه نمايي.
۸. ايجاد بي اعتمادي نسبت به مسئولين نظام اسلامي و تضعيف مقبوليت مردمي نظام اسلامي كه به تدريج مي تواند به فرو ريختن اين ركن مهم از اركان پايداري يك نظام مردم سالار ديني منجر گردد.
منبع: پایگاه اینترنتی رهروان ولایت (http://www.jonbeshnet.ir/news/62230)
پاورقی______________________________________ ____________________
1. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۲۱، ص : ۸۲.
2. بقره : ۴۲. آل عمران : ۷۱.
