مثبت انديشي در قران

معنای مثبت ‌اندیشی

مثبت ‌اندیشی شکلی از فکر کردن است که بر حسب عادت در پی به دست آوردن بهترین نتیجه از بدترین شرایط می‌باشد.

شخص مثبت ‌اندیش هیچ ‌گاه مسائل منفی را به رسمیت نمی‌شناسد، بلکه به مقابله با آن می‌پردازد.

به عبارت دقیق تر مثبت ‌نگری فرآیندی است تعمّدی و انتخابی.

جایگاه مثبت ‌اندیشی در آیات قرآن

شخص مثبت‌ اندیش هیچ اتفاقی را در عالم شر و بد نمی‌داند، بلکه از نظر او، همه رخدادهای دنیا حساب ‌شده و هشیارانه و تحت کنترل کارگردان بزرگ عالم است.

در قرآن کریم آمده است:

«الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ»‏؛ «همان كسى كه هر چیزى را كه آفریده است نیكو آفریده».‏ (سجده/7)

بر این اساس جهان خیر محض است. شرور و آفات موجود در جهان قابل تفسیر و توضیح هستند.

در واقع احساس ما نسبت به زندگی و جهان اطراف، ناشی از حوادثی نیست که برای ما رخ می‌دهد، بلکه نتیجه تفسیر ما از حوادث است. فرد خوش‌ بین بهترین تفسیر را برای موارد یاد شده برمی‌گزیند. این خود افراد هستند که تصمیم می‌گیرند زندگی را چگونه ببینند و در برابر اتفاقات روزانه زندگی چه عکس العملی نشان دهند.

وقتی انسان خردمند در می‌یابد جهان خلقت بر نظام احسن و لطف و محبت خداوند خلق شده، در وجود خود از همه لطف و رحمت خداوند احساس شادمانی می‌کند. قرآن این شادمانی را تأیید کرده و می‌فرماید:

«قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْیَفْرَحُواْ هُوَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ»؛ «بگو: «به فضل و رحمت خداست كه [مومنان‏] باید شاد شوند.» و این از هر چه گرد مى‏آورند بهتر است.» (یونس/58)

ایمان به خداست که حضرت یوسف(علیه السلام) را چنان استوار می‌کند که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «من از بزرگی روح و کرامت نفس و بع بلند یوسف(علیه السلام) در شگفتم»

برای اینکه انسان بتواند از خود چهره‌ای شاد ساخته و نگرش مثبت را در خود تقویت نماید، لازم است به استعدادها و توانایی‌های خود توجه نماید.

فضل و رحمت خدا همه نعمات مادی و معنوی است که خداوند به آدمی عطا کرده است. به کار آوردن این فضایل و مرحمت ‌ها شادی‌ آفرین است و به این ترتیب برای یک انسان خوش ‌بین شادی یک قاعده است و ناراحت بودن یک استثناء. چرا که فضل و رحمت الهی دائمی است و نه موقت.

در آیات فراوانی از قرآن به این فضایل و الطاف اشاره شده است که در ذیل به برخی از آن‌ ها اشاره می‌گردد:

«هُوَ الغَفورُ الرَّحیمُ»؛ «او آمرزنده مهربان است».

«یَبسُطُ الرِّزقَ لِمَن یَشاءُ»؛ «روزی هر که را بخواهد گشایش می‌دهد».

«یَهدِی إلَیهِ مَن یُنیبُ»؛ «هر که به خدا روی آورد، او را به سوی خود هدایت می‌کند».

«وَیَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَیَزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ»؛ «دعای کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، اجابت می‌کند و از فضل خویش به آن‌ها زیاده می‌دهد».

 نمونه زیبای مثبت‌ اندیشی در قرآن

داستان حضرت یوسف(علیه السلام) در قرآن نمایانگر نمونه بسیار زیبای نگرش مثبت در بندگان مۆمن خداست.

حضرت یوسف(علیه السلام) در اثر جفای برادرانش سال‌ها از خانواده دور شد، رنج زندان کشید، غم غربت تحمل کرد، اما وقتی بعد از بیست و پنج سال پدر را ملاقات کرد، ذره‌ای از غم و اندوه و جفایی که بر وی رفته بود، سخن نگفت. بلکه چنین بیان نمود:

«وَرَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ یَا أَبَتِ هَـذَا تَأْوِیلُ رُوْیَایَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّی حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَی إِذْ أَخْرَجَنِی مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّیْطَانُ بَیْنِی وَبَیْنَ إِخْوَتِی إِنَّ رَبِّی لَطِیفٌ لِّمَا یَشَاء إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ»؛ «و پدر و مادرش را به تخت برنشانید، و [همه آنان‏] پیش او به سجده در افتادند، و [یوسف‏] گفت: اى پدر، این است تعبیر خواب پیشین من، به یقین، پروردگارم آن را راست گردانید و به من احسان كرد آن گاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بیابان [كنعان به مصر] باز آورد- پس از آنكه شیطان میان من و برادرانم را به هم زد- بى‏گمان، پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است، زیرا كه او داناى حكیم است». (یوسف/ 100)

داستان حضرت یوسف(علیه السلام) در قرآن نمایانگر نمونه بسیار زیبای نگرش مثبت در بندگان مۆمن خداست

این اوج فرهنگ مثبت‌ اندیشی است که حضرت یوسف(علیه السلام) فقط به موهبت‌های الهی اشاره می‌کند، از چاه و سختی زندان سخنی به میان نمی‌آورد و عامل جفای برادران را شیطان می‌داند.

ایمان به خداست که حضرت یوسف(علیه السلام) را چنان استوار می‌کند که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «من از بزرگی روح و کرامت نفس و طبع بلند یوسف(علیه السلام) در شگفتم».

 نتیجه

اندیشیدن و نحوه فکر کردن نقش بسیار مهمی در زندگی انسان دارد. انسان‌ها همواره با نوع تفکر خود و نگرشی که به جهان دارند از یکدیگر متمایز می‌شوند.

انسانی که مثبت می‌اندیشد، هیچ اتفاقی را در عالم شر و بد نمی‌داند، بلکه لحظه به لحظه آن را حساب ‌شده و تحت کنترل خالق بزرگ عالم می‌داند.

این نوع از تفکر مورد تأیید قرآن قرار دارد و از حضرت یوسف (علیه السلام) به عنوان بهترین الگو در این زمینه یاد شده است.

فرآوری: زینب مجلسی راد بخش قرآن تبیان        

مثبت انديشي 6

مثبت انديشي 5

مثبت انديشي 4

مثبت انديشي 3

مثبت انديشي 2

مثبت انديشي

 

عيد بر همه مبارك

آيا جشن ولادت براي پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله جايز است ؟

آيا علماي اهل سنت بر جواز جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) فتوا داده اند؟

توضيح سؤال:

در هفته وحدت مسلمانان جهان ؛ شيعه و اهل سنت وفرق اسلامي، روز ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) را همه ساله جشن مي گيرند. ولادت فرزندش امام صادق (عليه السلام) نيز مقارن با اين روز مبارك است. به افتخار اين دو مولود مبارك، مسلمانان مراسم مولودي، مداحي و سخنراني وجشن بر پا مي كنند و به همديگر تبريك مي گويند و برنامه اطعام دارند.

برگزاري مراسم جشن مولودي از سوي وهابيت ممنوع، بدعت و حرام و در مقابل آن از نظر علماي شيعه جائز است، اين مسأله براي ما روشن است، مي خواستم براي اطيمنان بيشتر سؤال كنم كه آيا علماي اهل سنت هم آن را جايز مي دانند يانه؟ در اين مورد از آنها اقوال و فتاوايي هم نقل شده يا خير؟

مقدمه:

همانگونه كه در سؤال ذكر شد، همه مسلمانان و فرق اسلامي روز ولادت سيد الانبياء، حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه وآله) را عيد و جشن مي گيرند و به شكرانه نعمت وجود با بركت آن حضرت و فرزندش امام صادق عليه السلام، اين روز را گرامي مي دارند.

سران وهابيت و پيروان آ نها، با اين كه ادعاي پيروي از پيامبر نور رحمت حضرت محمد بن عبد الله (صلي الله عليه وآله) و دينش را دارند، اما عملاً ابزار محبت مسلمانان را به محضر آن حضرت به سخريه گرفته و به حرمت جشن و عيد گرفتن در روز ولادت آن بزرگواران فتوا داده اند!

براي توضيح بيشتر و اطلاع رساني به خوانندگان اين نوشتار، ابتدا برخي از سخنان وفتاواي سران وهابيت را در خصوص بدعت دانستن اين جشن، ذكر مي نماييم آنگاه به صورت مفصل به پاسخ آن خواهيم پرداخت.

سخنان و فتاواي وهابيت در بدعت جشن ولادت

فتاوا و سخنان توهين آميز آنان در اين باب فراوان است، و تنها از باب نمومه دو مورد آن ذكر مي نماييم:

1. سخن ابن تيميه :

ابن تيميه از زمينه سازان فكري جريان وهابيت در اين باره مي گويد :

إن اتخاذ هذا اليوم عيداً ، محدثٌ لا أصل له ، فلم يكن في السلف لا من أهل البيت ولا غيرهم من اتخذ ذلك عيداً ، حتي يحدث فيه اعمالا إذ الأعياد شريعة من الشرائع فيجب فيها الاتباع لا الابتداع وللنبي خطب وعهود ووقائع في أيام متعددة مثل يوم بدر وحنين والخندق وفتح مكة ووقت هجرته ودخوله المدينة وخطب له متعددة يذكر فيها قواعد الدين ثم لم يوجب ذلك أن يتخذ مثال تلك الأيام أعيادا وانّما يفعل مثل هذا: النصاري الذين يتّخذون أمثال أيام حوادث عيسي(عليه السلام) أعياداً أو اليهود ، وإنما العيد شريعة فما شرعه الله اتبع وإلا لم يحدث في الدين ما ليس منه.

وكذلك ما يحدثه بعض الناس اما مضاهاةً للنصاري في ميلاد المسيح ، وامّا محبّة للنبي(صلي الله عليه وآله) وتعظيماً له . . فإن هذا لم يفعله السلف ، ولو كان خيراً محضاً أو راجحاً لكان السلف أحقَّ به مِنّا»

عيد گرفتن روز ولادت پيامبر (صلي الله عليه وآله) را يك امر جديد و اساس ندارد. در ميان گذشتگان و نيز اهل بيت و غير آنها كسي نبوده است كه اين روز را عيد بگيرند و اعمالي را انجام داده با شند؛ زيرا عيد گرفتن، شريعتي از شريعت هاي اسلام است؛ پس بايد در اين موارد از شرع متابعت كرد نه اين كه از نزد خود بدعت گذاري كنيم. رسول خدا در وقايع متعددي همانند: روز بدر، حنين، خندق، فتح مكه، موقع هجرت، هنگام ورود به مدينه خطبه هاي و عهد نامه هاي متعددي دارد كه اصول و پايه هاي دين را بيان كرده اما عيد گرفتن در امثال اين روزها را واجب نكرده است.

شبيه اين كارها را نصاري (مسيحيت) انجام مي دهند و ايامي را كه براي حضرت عيسي عليه السلام اتفاق افتاده، جشن و عيد مي گيرند. و نيز يهود.

عيد، شريعتي است كه خداوند آن را تشريع كرده، پس آنچه را خدا تشريع كرده پيروي كرد و گرنه نبايد در دين چيزي كه از داخل دين نيست بر آن افزود.

و نيز برخي از مردم كاري جديدي انجام مي دهند يا به خاطر تشبه به نصارا در ولادت عيسي يا به خاطر محبت و تعظيم پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله ...

عيد گرفتن را گذشتگان انجام نداده اند، اگر اينها كار خير محض و يا راجح بود، بايد گذشتگان انجام مي دادند و نسبت به آن سزاوارتر از ما بودند.

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاي 728 هـ)، اقتضاء الصراط المستقيم مخالفة أصحاب الجحيم، ج 1، ص 294، تحقيق: محمد حامد الفقي، دار النشر: مطبعة السنة المحمدية - القاهرة، الطبعة: الثانية1369

2. بن باز (مفتي وهابيت)

«بن باز» از مفتيان فقيد وهابيت است. درباره حكم جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) از وي سؤال شده كه در پاسخ، اين جشن را بدعت شمرده است. متن استفتاء و پاسخ اين او به نقل عبد الرحمان بن اسماعيل ابو شامه در كتاب «الباعث علي انكار البدع» اين است:

السؤال الأول

الحمد لله والصلاة والسلام علي رسول الله وعلي آله وصحبه ومن اهتدي بهداه أما بعد فقد تكرر السؤال من كثير عن حكم الاحتفال بمولد النبي صلي الله عليه وسلم والقيام له في أثناء ذلك وإلقاء السلام وغير ذلك مما يفعل في المولد.

والجواب أن يقال لا يجوز الاحتفال بمولد الرسول صلي الله عليه وسلم ولا غيره لأن ذلك من البدع المحدثة في الدين لأن الرسول صلي الله عليه وسلم لم يفعله ولا خلفاؤه الراشدون ولا غيرهم من الصحابة رضوان الله علي الجميع ولا التابعون لهم بإحسان في القرون المفضلة وهم أعلم الناس بالسنة وأكمل حبا لرسول الله صلي الله عليه وسلم ومتابعة لشرعة ممن بعدهم

وقد ثبت عن النبي صلي الله عليه وسلم أنه قال من أحدث في أمرنا هذا ما ليس منه فهو رد أي مردود عليه وقال في حديث آخر عليكم بسنتي وسنة الخلفاء الراشدين المهديين من بعدي تمسكوا بها وعضوا عليها بالنواجذ وإياكم ومحدثات الأمور فإن كل محدثة بدعة وكل بدعة ضلالة.

سؤال نخست: حمد مخصوص خداست و سلام و درود بر رسول خدا ، اهل بيت واصحابش و كساني كه به هدايت آنان اقتدا كرده اند. اما بعد: بسياري از افراد در باره جشن ولادت پيامبر صلي الله عليه وآله و برخاستن براي تعظيم آن حضرت در اين جشن و سلام كردن به آن حضرت و غير آن، كه در اين جشن انجام مي دهند، مكررا سؤال مي كنند.

پاسخ: بايد گفت: جشن تولد گرفتن و غير آن، براي آن حضرت جايز نيست؛ زيرا اين كار از بدعت هاي جديد در دين است. زيرا رسول خدا صلي الله عليه وآله ، خلفاي راشدين و غير آنها از صحابه و تابعان در قرنهاي كه برترين قرن بودند، اين كارها را انجام نداده اند در حالي كه آنها داناتر به سنت بودند و محبت و اطاعت شان به رسول خدا كامل تر بودند.

از رسول خدا صلي الله عليه وآله ثابت شده است كه فرمود: كسي كه در دين آنچه را كه از دين نست وارد سازد، مردود است. و در روايت ديگر فرمود: بر شما است كه سنت من و سنت خلفاي راشدين را بگيريد و به آ نها تمسك كنيد، و با دندان از آن محافظت كنيد و از بدعت بپرهيزيد؛ زيرا هر چيز جديد بدعت است و هر بدعتي گمراهي است.

عبد الرحمن بن إسماعيل أبو شامة (متوفاي 665 هـ)، الباعث علي إنكار البدع والحوادث ، ج 1، ص 107، تحقيق : عثمان أحمد عنبر، ، دار النشر : دار الهدي - القاهرة ، الطبعة : الأولي ، 1398 - 1978

خلاصه:

از سخنان ابن تيميه و بن باز (مفتي وهابي) استفاده مي شود كه جشن ولادت پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله و برگزاري مراسم بدعت است؛ زيرا:

اولا: خود رسول خدا اين كار را انجام نداده و در خطبه ها و سخنانش نيز به آن نپرداخته است؛

ثانيا: خلفاء، صحابه و تابعان نيز براي كسي جشن تولد نگرفته اند؛

ثالثا: نصارا و يهود چنين مراسمي را برگزار مي كنند، و اگر مسلمانان چنين جشني داشته باشند، شبيه يهود و نصارا شده و كارشان بدعت و حرام است.

پاسخ شبهه

تا اينجا اصل شبهه از زبان ابن تيميه و فتواي بن باز و دلائل بدعت بودن جشن مولودي روشن گرديد. اكنون پاسخ اين سؤال و مسائل فرعي آن را بيان مي كنيم:

پاسخ اول؛ رسول خدا (صلي الله عليه وآله) در سالگرد ولادتش قرباني كرد

فتواي بن باز در حرمت جشن ولادت رسول خاتم (صلي الله عليه وآله) به اين دليل استوار است كه جشن سالگرد ولادت، از سوي آن حضرت و صحابه انجام نشده است: لأن الرسول صلي الله عليه وسلم لم يفعله ولا خلفاؤه الراشدون ولا غيرهم من الصحابة.

اين معيار در بدعت دانستن بسياري از افعال و اعمال، از سوي وهابيت مطرح مي شود و يكي از مصاديقش، موضوع مورد بحث است.

در پاسخ اين شبهه بايد گفت:

اتفاقاً خود رسول خدا (صلي الله عليه وآله) نيز در سالگرد ولادتش، دوباره جشن عقيقه خودش را (كه شكر گزاري محسوب مي شود) تكرار كرده است و اين مطلب در روايت معتبر اهل سنت آمده و جالب اين است كه جلال الدين سيوطي يكي از علماي شناخته شده اهل سنت به اين روايت بر استحباب جشن مولودي پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) استدلال كرده است.

سيوطي بعد از اين كه فتواي ابن حجر عسقلاني (كه بعدا آن را بيان خواهيم كرد) و استناد وي را به روزه داري يهوديان در روز عاشورا به شكرانه نجات حضرت موسي عليه السلام، بيان كرده، خودش نيز بر استحباب جشن مولودي پيامبر به اين روايت استناد كرده و مي گويد:

قلت : وقد ظهر لي تخريجه علي أصل آخر وهو ما أخرجه البيهقي عن أنس أن النبي صلي الله عليه وسلّم عق عن نفسه بعد النبوة مع أنه قد ورد أن جده عبد المطلب عق عنه في سابع ولادته والعقيقة لا تعاد مرة ثانية ، فيجعل ذلك علي أن الذي فعله النبي صلي الله عليه وسلّم إظهار للشكر علي إيجاد الله إياه رحمة للعالمين وتشريع لأمته كما كان يصلي علي نفسه لذلك فيستحب لنا أيضاً إظهار الشكر بمولده بالاجتماع وإطعام الطعام ونحو ذلك من وجوه القربات وإظهار المسرات.

مي گويم: براي من جشن مولودي پيامبر بر اصل ديگري آشكار شده است و آن روايتي است كه بيهقي از انس روايت كرده كه رسول خدا صلي الله عليه وآله بعد از رسيدن به مقام نبوت از جانب خودش عقيقه (قرباني) نمود با آن كه طبق روايات، عبدالمطلب براي رسول خدا صلي الله عليه و آله در روز سوم تولد ايشان عقيقه كرده بود، با اين كه عقيقه دوباره انجام نمي شود؛ پس ايشان اين كار را به خاطر شكر و حمد خدا بر اين كه او را رحمت اللعالمين قرار داده انجام داد و خواسته است اين كار را براي امت خود تشريع كند؛ چنانكه بر خودش درود مي فرستاد.

پس براي ما هم مستحب است شكر خدا را به خاطر تولد ايشان با اجتماعات مان به جا آوريم و به فقيران اطعام نماييم و كارهاي ديگري را كه موجبات خوشحالي است انجام دهيم.

الحاوي للفتاوي، ج 1، ص 188

نكته مهم در كلام سيوطي است كه مي گويد: رسول خدا جشن عقيقه را به دو جهت انجام داد؛ اظهار شكر و تشريع اين كار براي امت: إظهار للشكر علي إيجاد الله إياه رحمة للعالمين وتشريع لأمته. آنگاه نتيجه مي گيرد كه جشن مولودي هم با اين معيار مستحب است: فيستحب لنا أيضاً إظهار الشكر بمولده.

حلبي نيز بعد از نقل روايت تصريح نموده كه سيوطي اين روايت را به عنوان يك اصل و اساس براي برگزاري جشن مولود پيامبر قرار داده است:

والحافظ السيوطي ... وجعله أصلا لعمل المولد قال لأن العقيقة لا تعاد مرة ثانية فيحمل ذلك علي أن هذا الذي فعله النبي صلي الله عليه وسلم إظهارا للشكر علي إيجاد الله تعالي إياه رحمة للعالمين وتشريعا لأمته ...

الحلبي، علي بن برهان الدين (متوفاي1044هـ)، السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون، ج 1، ص 130، ناشر: دار المعرفة - بيروت - 1400.

روايت عقيقه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در منابع اهل سنت نقل شده و در اين قسمت، سخناني چند تن آنان را در صحت اين روايت ذكر مي نماييم:

مقدسي بعد از نقل روايت، به صحت سند آن تصريح كرده است:

أخبرنا محمد بن أحمد بن نصر بأصبهان أن الحسن بن أحمد الحداد أخبرهم وهو حاضر ابنا أبو نعيم ابنا سليمان بن أحمد الطبراني ثنا أحمد بن مسعود هو المقدسي قثنا الهيثم بن جميل قثنا عبد الله بن المثني عن ثمامة بن عبد الله بن أنس عن أنس أن النبي صلي الله عليه وسلم عق عن نفسه بعدما بعث نبيا إسناده صحيح.

المقدسي الحنبلي، ابوعبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد (متوفاي643هـ)، الأحاديث المختارة، ج 5 ، ص 204، تحقيق عبد الملك بن عبد الله بن دهيش، ناشر: مكتبة النهضة الحديثة - مكة المكرمة، الطبعة: الأولي، 1410هـ.

ابو بكر هيثمي نيز مي گويد:

وعن أنس أن النبي صلي الله عليه وسلم عق عن نفسه بعد ما بعث نبيا رواه البزار والطبراني في الأوسط ورجال الطبراني رجال الصحيح خلا الهيثم بن جميل وهو ثقة.

از انس روايت شده كه رسول خدا صلي الله عليه وآله بعد از بعثت از جانب خودش عقيقه كرد. اين روايت را بزار و طبراني در اوسط نقل كرده و رجال طبراني رجال صحيح هستند، جز هيثم بن جميل كه آنهم ثقه است.

الهيثمي، ابوالحسن علي بن أبي بكر (متوفاي807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 4، ص 59، ناشر: دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت - 1407هـ.

دمياطي نيز سند اين روايت را حسن مي داند و مي گويد:

وحسن أن يعق عن نفسه كما مر لخبر أنه صلي الله عليه وسلم عق عن نفسه بعد النبوة قال في فتح الجواد وادعاء النووي بطلانه مردود بل هو حديث حسن.

نيكواست كه از جانب خود عقيقه نمايد؛ چنانچه درروايتي كه گذشت رسول خدا از جانب خودش بعد از بعثت عقيقه انجام داد. در كتاب «فتح الجواد» گفته است: ادعاي نبوي بر باطل بودن اين روايت مردود است بلكه اين روايت حديث حسن است.

الدمياطي ، أبي بكر ابن السيد محمد شطا (معاصر) حاشية إعانة الطالبين علي حل ألفاظ فتح المعين لشرح قرة العين بمهمات الدين ، ج 2، ص 336، ناشر : دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت.

پاسخ دوم ؛ صحابه به شكرانه ولادت و بعثت پيامبر (صلي الله عليه وآله) هر هفته دو شنبه را روزه مي گرفتند.

صحابه رسول خدا صلي الله عليه و آله نيز به شكرانه ولادت رسول خدا صلي الله عليه و آله روزهاي دو شنبه را روزه مي گرفتند. اين مطلب در روايت صحيح مسلم آمده كه از رسول خدا در باره روزه گرفتن روز هاي دوشنه سؤال كردند، حضرت فرمودند:

اين روز زوي است كه من به دنيا آمده ام و به پيامبري مبعوث شده ام:

1162 حدثنا محمد بن الْمُثَنَّي وَمُحَمَّدُ بن بَشَّارٍ واللفظ لابن الْمُثَنَّي قالا حدثنا محمد بن جَعْفَرٍ حدثنا شُعْبَةُ عن غَيْلَانَ بن جَرِيرٍ سمع عَبْدَ اللَّهِ بن مَعْبَدٍ الزِّمَّانِيَّ عن أبي قَتَادَةَ الْأَنْصَارِيِّ رضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم سُئِلَ عن صَوْمِهِ قال فَغَضِبَ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم فقال عُمَرُ رضي الله عنه رَضِينَا بِاللَّهِ رَبًّا وَبِالْإِسْلَامِ دِينًا وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولًا وَبِبَيْعَتِنَا بَيْعَةً ... قال وَسُئِلَ عن صَوْمِ يَوْمٍ وَإِفْطَارِ يَوْمٍ قال ذَاكَ صَوْمُ أَخِي دَاوُدَ عليه السَّلَام قال وَسُئِلَ عن صَوْمِ يَوْمِ الإثنين قال ذَاكَ يَوْمٌ وُلِدْتُ فيه وَيَوْمٌ بُعِثْتُ أو أُنْزِلَ عَلَيَّ فيه ...

ابو قتاده انصاري مي گويد: از رسول خدا صلي الله عليه وآله در باره روزه گرفتنش سؤال شد، آن حضرت خشم كرد . عمر گفت: ما راضي هستيم كه خداوند پروردگار ما، اسلام دين ما و محمد پيامبر ما و بيعت ما بيعت ما است. ...

راوي مي گويد: از رسول خدا سؤال شد، اگر يك روز روزه بگيريم و يك روز افطار كنيم، فرمود: اين روزه برادرم داود عليه السلام است. از روزه گرفتن روز دوشنبه سؤال شد، حضرت فرمود: اين روزي است كه من به دنيا آمده ام و مبعوث به رسالت شده ام يا وحي بر من نازل شده است...

صحيح مسلم، ج 2، ص 819

اين روايت صراحت دارد كه از روزه روز دوشنبه سؤال كردند و حضرت روزه گرفتن در اين روزه به اين دو مناسبت تأييد كردند.

عبدري مالكي بعد از اين كه به قسمتي از اين روايت اشاره دارد، بزرگداشت اين روز را بزرگداشت ماه ربيع الاول مي داند و مي گويد:

فتشريف هذا اليوم متضمن لتشريف هذا الشهر الذي ولد فيه فينبغي أن نحترمه حق الاحترام ونفضله بما فضل الله به الأشهر الفاضلة.

بزرگداشت اين روز، به منزله بزرگداشت اين ماه است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله در آن متولد شده است. پس سزاوار است كه آن را محترم بشماريم و حق احترام را اداء كنيم و آن را بر ساير ماه ها برتري دهيم به سبب آنچه خداوند آن را برتري داده است.

المدخل ج 2،ص 3، أبو عبد الله محمد بن محمد بن محمد العبدري الفاسي المالكي الشهير بابن الحاج الوفاة: 737هـ ، دار النشر : دار الفكر - 1401هـ - 1981م

بنابراين ، سخن افرادي كه بزرگداشت اين روز را به بهانه اي اين كه صحابه در اين روز كاري انجام نداده اند، زير سؤال مي برند و عيد و جشن را بدعت مي دانند، باطل است.

پاسخ سوم: جشن ولادت، جشن شكر اعطاي نعمت وجود پيامبر (صلي الله عليه وآله) است

نعمت هايي را كه خداوند متعال براي افراد بشر ارزاني داشته، بي حد و بي شمار است. يكي از نعمت هاي الهي، وجود مبارك رسول خدا صلي الله عليه وآله است كه به واسطه ايشان جهان انسانيت از گمراهي و جهل جاهليت نجات يافت.

با اين توضيح، از نظر مسلمانان، جشن ولادت، جشن شكر گذاري و سپاس از اعطاء وجود پيامبر (صلي الله عليه وآله) است.

و از طرفي، شكر نعمت نيز واجب و امر پسنديده و عقلائي است و هيچگونه منع شرعي نيز در اين باره وجود ندارد. حال سؤال اين است كه آيا شكر نعمت نيز از نظر وهابيت بدعت است؟

ابن حجر عسقلاني از علماي مشهور اهل سنت، ولادت پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله را از نعمت هاي بزرگ الهي دانسته و در عبارت صريح و روشن، جشن ولادت آن حضرت را از مصاديق شكر نعمت محسوب مي نمايد.

نكته مهم در سخنان وي اين كه فتواي خود را در جواز جشن مولودي، مستند به روايت صحيح نموده كه در آن رسول خدا صلي الله عليه وآ ْله عمل جشن يهوديان را براي شكر گذاري غرق شدن فرعون و نجات حضرت موسي تقرير كرده است. ابن حجر از اين روايت صحيح نتيجه مي گيرد كه اگر به قصد شكر گذاري، اين گونه مراسم برگزار شود، جايز است.

متن فتواي ايشان به نقل سيوطي اين است:

وقد سئل شيخ الإسلام حافظ العصر أبو الفضل أحمد بن حجر عن عمل المولد فأجاب بما نصه : أصل عمل المولد بدعة لم تنقل عن أحد من السلف الصالح من القرون الثلاثة ولكنها مع ذلك قد اشتملت علي محاسن وضدها ، فمن تحري في عملها المحاسن وتجنب ضدها كان بدعة حسنة وإلا فلا .

از شيخ الاسلام حافظ زمان، ابو الفضل احمد بن حجر در باره جشن ولادت پيامبر سؤال شد و پاسخ ايشان اين است:

اصل جشن ولادت، امر جديدي است كه از گذشتگان صالح در قرن سوم نقل نشده است؛ اما در عين حال، مشتمل بر خوبي و بديها است؛ پس اگر كسي كار خوبش را انجام دهد و از كار بدش دوري كند، عملش بدعت نيكوست.

ايشان بعد از اين فتوا، سخنان خود را مستند به روايت صحيح مي نمايد و مي گويد:

قال : وقد ظهر لي تخريجها علي أصل ثابت وهو ما ثبت في الصحيحين من أن النبي صلي الله عليه وسلّم قدم المدينة فوجد اليهود يصومون يوم عاشوراء فسألهم فقالوا هو يوم أغرق الله فيه فرعون ونجي موسي فنحن نصومه شكراً لله تعالي.

فيستفاد منه فعل الشكر لله علي ما من به في يوم معين من إسداء نعمة أو دفع نقمة ، ويعاد ذلك في نظير ذلك اليوم من كل سنة ، والشكر لله يحصل بأنواع العبادة كالسجود والصيام والصدقة والتلاوة ، وأي نعمة أعظم من النعمة ببروز هذا النبي نبي الرحمة في ذلك اليوم ، وعلي هذا فينبغي أن يتحري اليوم بعينه حتي يطابق قصة موسي في يوم عاشوراء ، ...

وأما ما يعمل فيه فينبغي أن يقتصر فيه علي ما يفهم الشكر لله تعالي من نحو ما تقدم ذكره من التلاوة والإطعام والصدقة وإنشاد شيء من المدائح النبوية والزهدية المحركة للقلوب إلي فعل الخير والعمل للآخرة...

براي من روشن شده است كه جشن مولود، ريشه در اصل ثابتي دارد كه در صحيحين ثابت شده و آن اين كه رسول خدا صلي الله عليه وآله در مدينه تشريف آورند، يهوديان در روز عاشورا روزه مي گرفتند، حضرت دليل آن را از آنان سؤال نمود. آنها گفتند: اين روزي است كه خداوند فرعون را غرق نمود و موسي را نجات داد، ما براي انجام شكر خدا اين روز را روزه مي گيريم.

ابن حجر مي گويد: از اين روايت استفاده مي شود كه انجام شكر خدا بر آنچه كه خداوند در يك روز معين بر انسان منت نهاد، همانند: اعطاء نعمت و يا دفع عقوبت، لازم است. اين شكر بر نعمت الهي در هر سال و در اين روز معين بر مي گردد. و شكر گذاري براي خدا با انواع عبادت همانند: سجده كردن، روزه گرفتن، صدقه دادن، تلاوت قرآن حاصل مي شود. و چه نعمتي بزرگتر از نعمت وجود پيامبر رحمت در اين روز است؟ بنابراين، اين روز سزاوار شكر گذاري است تا با داستان نجات حضرت موسي در روز عاشورا مطابقت كند.

اما اعمالي كه در اين روز انجام مي شود بايد مصداق شكر خداوند باشد. همانند: تلاوت قرآن، اطعام كردن، صدقه دادن، مديح سرايي در مقام نبوت، و چيزي كه دلهاي انسان را به سوي انجام خير و عمل آخرت سوق مي دهد. ...

السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، الحاوي للفتاوي في الفقه وعلوم التفسير والحديث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج1، ص 188، تحقيق: عبد اللطيف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، 1421هـ - 2000م.

پاسخ چهارم: علماي اهل سنت جشن ولادت پيامبر (ص) را جايز مي دانند

با جستجو و دقت در كلمات و فتاواي علماي اهل سنت روشن مي شود كه آنها جشن ولادت آن حضرت را جايز دانسته و از دائره بدعتي كه مورد نظر وهابيان مي باشد خارج مي دانند و براي آن ثواب و پاداشهايي را ذكر كرده اند كه با بدعت نمي سازد.

سخنان آنها در اين موضوع فراوان است. ما جهت رعايت اختصار پاره از سخنان و فتاواي آنها را در اين جا ذكر مي كنيم و همه آ نها دليل برگزاري مراسم جشن را ، بزرگداشت مقام پيامبر، عرض ارادت و انجام شكر نعمت وجود آن حضرت مي دانند.

1. ابن حجر عسقلاني (متوفاي852 هـ):

ابن حجر عسقلاني از بزرگان اهل سنت شافعي در قرن نهم در پاسخ به سؤالي كه از ايشان شده، جشن مولود پيامبر را كار خوب مي داند. متن سؤال و فتواي ايشان را جناب سيوطي چنين نقل مي كند:

وقد سئل شيخ الإسلام حافظ العصر أبو الفضل أحمد بن حجر عن عمل المولد فأجاب بما نصه : أصل عمل المولد بدعة لم تنقل عن أحد من السلف الصالح من القرون الثلاثة ولكنها مع ذلك قد اشتملت علي محاسن وضدها ، فمن تحري في عملها المحاسن وتجنب ضدها كان بدعة حسنة وإلا فلا .

از شيخ الاسلام حافظ زمان، ابو الفضل احمد بن حجر از جشن ولادت پيامبر سؤال شد و پاسخ ايشان اين است: اصل جشن ولادت يك امر جديدي است كه از هيچ يكي صالحان گذشته در قرن سوم نقل نشده است. ولي در عين حال خوبي ها و بديهاي دارد؛ پس اگر كسي كار خوبش را انجام دهد و از كار بدش دوري كرد، عملش بدعت نيكوست.

السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، الحاوي للفتاوي في الفقه وعلوم التفسير والحديث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج1، ص 188، تحقيق: عبد اللطيف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، 1421هـ - 2000م.

2. جلال الدين سيوطي (متوفاي 911هـ)

سيوطي از علماي فقه و تفسير اهل سنت نيز جشن ميلاد رسول خدا صلي الله عليه وآ له را بدعت حسنه و داراي پاداش و ثواب مي داند:

فقد وقع السؤال عن عمل المولد النبوي في شهر ربيع الأول ما حكمه من حيث الشرع ؟ وهل هو محمود أو مذموم ؟ وهل يثاب فاعله أولا ؟ .

والجواب : عندي أن أصل عمل المولد الذي هو اجتماع الناس وقراءة ما تيسر من القرآن ورواية الأخبار الواردة في مبدأ أمر النبي صلي الله عليه وسلّم وما وقع في مولده من الآيات ثم يمد لهم سماط يأكلونه وينصرفون من غير زيادة علي ذلك هو من البدع الحسنة التي يثاب عليها صاحبها لمافيه من تعظيم قدر النبي صلي الله عليه وسلّم وإظهار الفرح والاستبشار بمولده الشريف.

در مورد اعمالي كه در ميلاد پيامبر در ماه ربيع الاول انجام مي شود سؤال شده كه آن از نظر شرع چيست و آيا امر پسنديده است يا ناپسند؟ وآيا كساني كه آن را انجام دهد پاداش دارد يا خير؟

پاسخ: اصل كارهايي كه در مولودي انجام مي شود (همانند: جمع شدن مردم، قرائت قرآن، روايت اخبار در باره آن حضرت، وجريان ولادت ومعجزات ايشان و صرف طعام و برگشت آنها به خانه بدون اين كه چيزي بر اين موارد افزوده شود) از بدعت هاي حسنه است، هركه آن را انجام دهد، ثواب داده مي شود؛ زيرا اين كارها بزرگداشت پيامبر صلي الله عليه وآله و اظهار شادماني وبشارت به ولادت آن حضرت است.

الحاوي للفتاوي، ج 1، ص 181

3. صالحي شامي (متوفاي 947هـ)

ايشان در نقد كلام يكي از كساني كه جشن ولادت را صحيح نمي داند مي گويد:

ولا نية هنا إلا الشكر لله تعالي علي ولادة هذا النبي الكريم صلي الله عليه وسلم في هذا الشهر الشريف ، وهذا معني نية المولد فهي نية مستحسنة بلا شك .

برگزاري جشن ولادت نبي مكرم اسلام صلي الله عليه وآله، جز به قصد شكر در اين ماه شريف برگزار نمي شود، اين معناي نيت جشن مولودي است، پس اين نيت، بدون شك خوب و قابل ستايش است.

سبل الهدي والرشاد، ج 1، ص 373

4. ابن جزري (متوفاي833هـ):

شمس الدين محمد بن محمد جزري شافعي از علماي قرن نهم اهل سنت در كتاب «التعريف بالمولد الشريف» روايت تخفيف عذاب ابو لهب را (كه به خاطر خبر تولد پيامبر كنيزش را در راه خدا آزاد كرد) در جنهم ذكر كرده و پس از آن تصريح مي كند اگر كار ابو لهب كافر باعث تخفيف عذاب وي شود، پاداش آن مسلمان موحدي كه در ايام ولادت حضرت خوشحال مي شود، بهشت خواهد بود و بر اين نكته سوگند ياد مي كند.

اين سخن وي را سيوطي در كتاب «الحاوي للفتاوي» نقل كرده است:

ثم رأيت إمام القراء الحافظ شمس الدين بن الجزري قال في كتابه المسمي عرف التعريف بالمولد الشريف ما نصه : قد رؤي أبو لهب بعد موته في النوم فقيل له ما حالك ؟ فقال : في النار إلا أنه يخفف عني كل ليلة اثنين وأمص من بين أصبعي ماء بقدر هذا وأشار لرأس أصبعه وإن ذلك باعتاقي لثويبة عند ما بشرتني بولادة النبي صلي الله عليه وسلّم وبإرضاعها له.

فإذا كان أبو لهب الكافر الذي نزل القرآن بذمة جوزي في النار بفرحه ليلة مولد النبي صلي الله عليه وسلّم به فما حال المسلم الموحد من أمة النبي صلي الله عليه وسلّم يسر بمولده ويبذل ما تصل إليه قدرته في محبته صلي الله عليه وسلّم ؟ لعمري إنما يكون جزاؤه من الله الكريم أن يدخله بفضله جنات النعيم .

پيشواي قراء، حافظ شمس الدين بن جزري را ديدم كه در كتاب «عرف التعريف بالمولد الشريف» مي گويد: ابولهب را بعد از مرگش در خواب ديدند و از حالش سوال كردند گفت: در آتش هستم، فقط در شبهاي دوشنبه بر من تخفيف مي دهند و از بين انگشتانم كمي آب جاري مي شود (اشاره كرد به سر انگشتانش) و اين به خاطر اين است كه من هنگامي كه تولد رسول خدا را از ثويبه كنيز خود شنيدم وي را آزاد كردم و چون او به ايشان شير داد. اگر ابولهب كافر (همان كسي كه قرآن در مذمتش وارد شده) به خاطر خوشحالي در تولد ايشان در جهنم پاداش داده مي شود، پس حال مسلمان يگانه پرست از امت پيامبر كه در تولد ايشان خوشحالي كند و آنچه را در توان دارد در راه محبت آن حضرت خرج نمايد، چه خواهد بود. به خانم سوگند، همانا پاداش اين شخص از خداوند اين است كه او را به فضل خودش به بهشت نعمت واردسازد.

الحاوي للفتاوي في الفقه وعلوم التفسير ، ج 1، ص 188

5. ابو الخير سخاوي (متوفاي 902هـ)

سخاوي شافعي نيز تصريح نموده بر اين كه مسلمانان در سراسر عالم و شهرهاي بزرگ جشن ميلاد آن حضرت را با انجام كارهاي خير برگزار مي كنند. سخن وي را صالحي شامي اين گونه نقل كرده است:

قال الحافظ أبو الخير السخاوي - رحمه الله تعالي - في فتاويه : عمل المولد الشريف لم ينقل عن أحد من السلف الصالح في القرون الثلاثة الفاضلة ، وإنما حدث بعد ، ثم لا زال أهل الإسلام في سائر الأقطار والمدن الكبار يحتفلون في شهر مولده صلي الله عليه وسلم بعمل الولائم البديعة المشتملة علي الأمور البهجة الرفيعة ويتصدقون في لياليه بأنواع الصدقات ويظهرون السرور ويزيدون في المبرات ويعتنون بقراءة مولده الكريم ويظهر عليهم من بركاته كل فضل عميم . انتهي .

حافظ ابو الخير سخاوي در فتاوايش گفته است: جشن ميلاد پيامبر (صلي الله عليه وآ له) از هيچ يكي از گذشتگان صالح در سه قرن برتر نقل نشده بلكه بعد از آن به وجود آمده و سپس مسلمانان در سراسر عالم و شهرهاي بزرگ در ماه ميلاد آن حضرت وليمه و اطعام مي دهند و اموري كه باعث خوشحالي مي شوند انجام مي دهند. همانند: صدقه دادن در شب ميلاد، خيران و اطعام به فقراء و قرائت مولودي . با اين كار خداي متعال بر آنها بركات خودش را ظاهر مي سازد.

سبل الهدي والرشاد، ج 1، ص 362

سخاوي از علماي شافعي مذهب است. صاحب كتاب «الكواكب» ايشان را اين گونه معرفي كرده است:

محمدبن السخاوي: محمد بن عبد الرحمن بن محمد بن أبي بكر بن عثمان بن محمد، الشيخ الإمام، العالم العلامة المسند، الحافظ المتقن شمس الدين أبو الخير السخاوي الأصل القاهري المولد، الشافعي المذهب، ... توفي بمكة، ...سنة اثنتين وتسعمائة،

الكواكب السائرة بأعيان المئة العاشرة ج 1، ص 28، نجم الدين محمد بن محمد الغزي (المتوفي : 1061هـ) الوفاة: 1061 ، دار النشر :

6. عبد الرحمن ابو شامه (متوفاي665هـ)

ابو شامه يكي از علماي شافعي مذهب، در ابتدا تصريح مي كند كه جشن ميلاد پيامبر خدا (صلي الله عليه وآله) از كارهاي خوبي است كه جديدا اتفاق افتاده و اين كارها نيز به خاطر تعظيم پيامبر و شكر گزاري از خداوند است كه وجود آن حضرت را براي ما ارزاني داشته است:

ومن أحسن ما ابتدع في زماننا من هذا القبيل ما كان يفعل بمدينة اربل جبرها الله تعالي كل عام في اليوم الموافق ليوم مولد النبي صلي الله عليه وسلم من الصدقات والمعروف واظهار الزينة والسرور فان ذلك مع ما فيه من الاحسان إلي الفقراء مشعر بمحبة النبي صلي الله عليه وسلم وتعظيمه وجلالته في قلب فاعله وشكرا لله تعالي علي ما من به من ايجاد رسوله الذي أرسله رحمة للعالمين وعلي جميع المرسلين.

از نيكوترين بدعت ها در زمان ما آن اعمالي است كه در شهر اربل(كه خداوند آنجا را آباد كند) هر سال در روزي كه مصادف با ولادت پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله مي باشد، انجام مي دهند. مثل صدقه دادن، نيكي كردن، آزين بندي و اظهار شادماني. اين كارها علاوه بر اين كه احسان به فقراء است، محبت به رسول خدا صلي الله عليه وآله ، تعظيم و بزرگداشت ايشان است در دلهاي كساني كه اين كارها را انجام مي دهند و انجام شكر خداست بر آنچه كه خدا بر آنها منت نهاده از اين كه رسول رحمت را برايشان فرستاده است.

در پايان تصريح مي كند كه اولين مجلس بزرگداشت و جشن مولودي در موصل توسط يكي از صالحان بر گزار شده است:

وكان أول من فعل ذلك بالموصل الشيخ عمر بن محمد الملا أحد الصالحين المشهورين وبه اقتدي في ذلك صاحب أربل وغيره رحمهم الله تعالي.

نخستين كسي كه اين كار را در موصل انجام داد، شيخ عمر بن محمد ملا، يكي از صالحين مشهور بود و به اين كار او صاحب اربل و غير وي كه خداوند آنان را مورد رحمتش قرار دهد، اقتدا كردند.

الباعث علي إنكار البدع والحوادث، ج1 ، ص 23، عبد الرحمن بن إسماعيل أبو شامة الوفاة: 665 ، دار النشر : دار الهدي - القاهرة - 1398 - 1978 ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : عثمان أحمد عنبر

ابو شامه، يكي از علماي شافعي كه محمد بن شاكر وي را به عنوان «امام، علامه ذوالفنون» ياد كرده است:

أبو شامة عبد الرحمن بن إسماعيل بن إبراهيم بن عثمان الإمام العلامة ذو الفنون شهاب الدين أبو شامة المقدسي الأصل الدمشقي الشافعي.

الكتبي، محمد بن شاكر بن أحمد (متوفاي764هـ) فوات الوفيات، ج 1، ص 617، تحقيق: علي محمد بن يعوض الله/عادل أحمد عبد الموجود، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي2000م

سبكي نيز از وي به «احد الائمه؛ يكي از پيشوايان» تعبير كرده است:

وأبو شامة لقب عليه كان أحد الأئمة.

السبكي الشافعي، ابونصر تاج الدين عبد الوهاب بن علي بن عبد الكافي (متوفاي 771هـ)، طبقات الشافعية الكبري، ج 8، ص 165، تحقيق: د. محمود محمد الطناحي د.عبد الفتاح محمد الحلو، ناشر: هجر للطباعة والنشر والتوزيع، الطبعة: الثانية، 1413هـ.

7. نصير الدين مبارك بن يحيي شافعي (متوفاي669هـ)

شيخ نصير الدين مبارك بن يحيي شافعي نيز برگزاري مراسم جشن و سرور ولادت پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله را جايز و داراي ثواب و پاداش مي داند. سخن ايشان را صالحي شامي در كتابش اين گونه نقل كرده است:

وقال الشيخ الإمام العلامة نصير الدين المبارك الشهير بابن الطباخ في فتوي بخطه : إذا أنفق المنفق تلك الليلة وجمع جمعا أطعمهم ما يجوز إطعامه وأسمعهم ما يجوز سماعه ودفع للمسمع المشوق للآخرة ملبوسا ، كل ذلك سرورا بمولده صلي الله عليه وسلم فجميع ذلك جائز ويثاب.

شيخ، پيشوا، علامه نصير الدين مبارك ، مشهور به ابن طباخ در فتوايي به خط خودش گفته است: هرگاه شخصي در اين شب (شب تولد پيامبر) انفاق كند، و گروهي را كه احتياج به طعام دارد، اطعام نمايد، و براي آنها چيزي كه شيندن آن جايز است بشنواند، و براي مستمعيني كه شوق آخرت را دارند، لباسي هديه بدهد، همه اينها سرور و خوشحالي در ولادت پيامبر صلي الله عليه وآله است و تمام اين كارها جايز و پاداش دارد.

الصالحي الشامي، محمد بن يوسف (متوفاي942هـ)، سبل الهدي والرشاد في سيرة خير العباد، ج1، ص363 ، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، 1414هـ.

ابن كثير دمشقي ايشان را اين گونه معرفي كرده است:

الشيخ نصير الدين المبارك بن يحيي بن أبي الحسن أبي البركات بن الصباغ الشافعي العلامة في الفقه والحديث.

شيخ نصير الدين، مبارك بن يحيي بن ابي الحسن، ابو البركات بن صباغ شافعي، علامه در فقه و حديث است.

ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 13، ص 256، ناشر: مكتبة المعارف - بيروت.

8. ابن عباد الرندي (متوفاي792هـ):

ابن عباد مالكي نيز از جمله افرادي است كه جشن ميلاد رسول خدا صلي الله عليه وآله را از اعياد مسلمين دانسته و بدعت بودن آن را رد نموده است. سخن وي را محمد بن عبد الرحمن مغربي اين گونه نقل كرده است:

قال في رسائله الكبري ما نصه وأما المولد فالذي يظهر لي أنه عيد من أعياد المسلمين وموسم من مواسمهم وكل ما يفعل فيه ما يقتضيه وجود الفرح والسرور بذلك المولد المبارك من إيقاد الشمع وإمتاع البصر والسمع والتزين بلبس فاخر الثياب وركوب فاره الدواب أمر مباح لا ينكر علي أحد قياسا علي غيره من أوقات الفرح، والحكم بكون هذه الأشياء بدعة في هذا الوقت الذي ظهر فيه سر الوجود وارتفع فيه علم الشهود وانقشع فيه ظلام الكفر والجحود وادعاء أن هذا الزمان ليس من المواسم المشروعة لأهل الإيمان ومقارنة ذلك بالنيروز والمهرجان أمر مستثقل تشمئز منه القلوب السليمة وتدفعه الآراء المستقيمة .

در كتاب «رسائل الكبري» نص كلام او اين است: آنچه براي من آشكار شده اين است كه روز ميلاد پيامبر (صلي الله عليه وآله) يكي از عيدها و مراسمي از مراسم مسلمانان است. تمام كارهايي را كه مسلمانان در آن انجام مي دهند به اقتضاي خوشحالي و سرور اين مولود مبارك است. همانند: روشن كردن شمع، بهره رساندن به چشم و گوش، (منظور مديحه سرايي و سخنراني در فضائل پيامبر است) لباس نو پوشيدن، سوار شدن اسب، كار مباح است كه براي هيچ فردي زشت نيست؛ همانگونه كه در غير اين زمان اين موارد جايز است.

اما حكم نمودن به بدعت اين موارد در هنگام ولادت آن حضرت (در آن هنگامي كه سر عالم وجود به دنيا مي آيد، نشانه هاي شهود بلند مي شود و تاريكي هاي كفر و انكار كنار مي رود) و نيز اين ادعا كه روز ولادت از مراسم شرعي براي اهل ايمان نيست و آن را با نوروز و همايش مقايسه مي كنند، يك امر سنگين است كه قلب هاي سالم از آن ناراحت و انديشه هاي درست آن را قبول نمي كنند.

المغربي، محمد بن عبد الرحمن ابوعبد الله (متوفاي: 954هـ)، مواهب الجليل لشرح مختصر خليل، ج 2 ص 407، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الثانية، 1398هـ.

اسماعيل بغدادي، ابن عباد را اين گونه معرفي كرده است:

ابن عباد الرندي: محمد بن إبراهيم بن أبي بكر عبد الله ابن مالك بن عباد التعزي نسبا والرندي بلدا أبو عبد الله المالكي الصوفي الشهير بابن عباد ولد سنة 733 وتوفي سنة 792 اثنتين وتسعين وسبعمائة من تصانيفه ...الرسائل الكبري في دقائق علم التوحيد والتصوف ومتشابه الآيات والاحاديث.

ابن عبار رندي: محمد بن ابراهيم بن ابوبكر ، عبد الله بن مالك بن عباد از جهت نسب و رندي از جهت شهر است. كنيه او ابو عبد الله مالكي صوفي ومشهور به ابن عباد است كه در سال 733 به دنيا آمده و در سال 792 از دنيا رفته است. از جمله كتابهاي وي ... و رسائل الكبري است. ...

البغدادي، إسماعيل باشا (متوفاي 1339هـ) ، هدية العارفين أسماء المؤلفين وآثار المصنفين ، ج 6 ، ص174، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1413 - 1992

9. حسن بن عمر بن حبيب (متوفاي779هـ ):

مورخ مشهور ، حسن بن عمر بن حبيب نيز تصريح نموده كه روز ولادت پيامبر اسلام را بايد عيد گرفت و آن را گرامي داشت:

فما أكرم أيام مولده الشريف عند من عرف قدرها وما أعظم بركتها عند من عرف سرها ونشرها وحقيق بيوم كان فيه وجود النبي أن يتخذ عيدا وخليق بوقت استقرت فيه غرته أن يعقد طالعا سعيدا إذ قد انبسق فيه عن جوهرة الكون بيض الشرف وفيه ظهرت الدرة المصونة من باطن الصدف وأبرز سابق السعد من كمون العدم وبمكة المشرفة أنجز صادق الوعد بمضمون الكرم

چه گرامي است ايام شريف ولادت پيامبر صلي الله عليه وآله در نزد كسي كه جايگاه آن حضرت را مي داند. و چه قدر با بركت است اين ايام در نزد كسي كه اسرار و نشر آن را مي داند. سزاوار است كه روز ولادت وجود پيامبر صلي الله عليه وآله را عيد گرفت، و سزاوار است در وقتي كه اين ماه ظهور مي كند، طالع خوبي منعقد شود زيرا در اين ماه از جوهره عالم و دائره شرف پرده برداشته شد و در اين ماه در پنهان از درون صدف بيرون آمد و آن كسي كه سعيد بود به عرصه وجود پا نهاد و در مكه مشرفه وعده راستين الهي محقق شد.

الحسن بن عمر بن حبيب (متوفاي779هـ )، المقتفي من سيرة المصطفي صلي الله عليه وسلم، ج1، ص32 ، تحقيق : د مصطفي محمد حسين الذهبي، دار النشر: دار الحديث - القاهرة - مصر، الطبعة : الأولي 1416هـ - 1996م

10. محمد بن عمر حضرمي شافعي (930هـ) :

حضرمي شافعي تصريح مي كند كه مردم مكه شب ولادت آن حضرت در محل ولادتش جمع مي شوند ذكر و دعا مي خوانند و به اين محل تبرك مي جويند. گروهي از متأخرين نيز بر نيكو بودن اين اعمال فتوا داده اند:

قال علماء السير : ولد النبي [ صلي الله عليه وسلم ] في ربيع الأول ، يوم الاثنين بلا خلاف . ... وذلك ب ( مكة ) المشرفة ، في شعب أبي طالب ، وهو المكان الذي يجتمع فيه أهل ( مكة ) ليلة المولد الشريف ، للذكر والدعاء والتبرك بمسقط رأسه [ صلي الله عليه وسلم ] . وأفتي جماعة من المتأخرين بأن عمل المولد علي هذا القصد حسن محمود.

سيره نويسان گفته اند: رسول خدا صلي الله عليه و آله در ماه ربيع الاول روز دوشنبه به دنيا آمد و در اين مسأله اختلافي نيست. ... تولد پيامبر در مكه مشرفه در شعب ابو طالب اتفاق افتاد. اين جا همان مكاني است كه اهل مكه شب ولادت آن حضرت جمع مي شود و ذكر و دعا مي خوانند و به محلي كه حضرت به دنيا آمده تبرك مي جويند. گروهي از متأخرين فتوا داده اند كه اعمال روز ولادت با اين هدف و قصد يك امر نيكو است.

الحضرمي الشافعي، محمد بن عمر بحرق (متوفاي930هـ)، حدائق الأنوار ومطالع الأسرار في سيرة النبي المختار، ج1، ص105، تحقيق: محمد غسان نصوح عزقول، دار النشر: دار الحاوي - بيروت، الطبعة: الأولي1998م

نتيجه:

جمع بندي سخنان علماي اهل سنت اين است كه جشن ميلاد پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله، بزرگداشت و تعظيم مقام بلند آن حضرت، نشانه ارادت و محبت، شكر گذاري از نعمت وجود با بركت آن حضرت است. با اين بيان، جشن ميلاد با آن كارهاي خيري كه در آن انجام مي شود، از دائره بدعت مورد نظر وهابيان خارج است.

پاسخ پنجم؛ بر مبناي اهل سنت، جشن ميلاد بدعت حسنه است.

علماي اهل سنت، بدعت را بر دونوع بدعت حسن (نيكو) و بدعت قبيح تقسيم كرده اند. سمعاني در كتابش مي نويسد:

والبدعة علي وجهين بدعة قبيحة وبدعة حسنة.

الانتصار لأصحاب الحديث، ج 1، ص 28، منصور بن محمد السمعاني أبو المظفر الوفاة: 489هـ ، دار النشر : مكتبة أضواء المنار - السعودية - 1417هـ - 1996م ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : محمد بن حسين بن حسن الجيزاني

برخي از علمايي كه سخنانشان را نقل كرديم، اين موضوع را بدعت حسنه دانسته به اين مطلب تصريح كرده اند.

علاوه بر آنها، حلبي از ابن حجر هيتمي نقل كرده است كارهايي كه در مراسم ميلاد پيامبر صلي الله عليه وآله انجام مي شود، داخل در بدعت حسنه است:

وقد قال ابن حجر الهيتمي والحاصل أن البدعة الحسنة متفق علي ندبها وعمل المولد وإجتماع الناس له كذلك أي بدعة حسنة.

ابن حجر هيتمي گفته است: خلاصه اين است كه بدعت حسنه با اتفاق امر مستحب است و كارهايي كه در ميلاد پيامبر (صلي الله عليه وآله) انجام مي شود و مردم براي جمع مي شوند نيز همچنين است؛ يعني بدعت حسنه است.

السيرة الحلبية ج 1، ص 137

حتي از نظر ابن تيميه با معياري كه ارائه داده، جشن ميلاد رسول خدا صلي الله عليه وآله در نوع بدعت حسنه داخل مي شود. او مي گويد:

إذا البدعة الحسنة عند من يقسم البدع إلي حسنة وسيئة لابد أن يستحبها أحد من أهل العلم الذين يقتدي بهم ويقوم دليل شرعي علي إستحبابها.

بدعت حسنه را در نزد كساني كه بدعت را به حسنه و سيئه تقسيم مي كنند، بايد يكي از اهل علم كه مورد اقتداي مردم باشد، مستحب بداند و دليل شرعي بر استحباب آن باشد.

كتب ورسائل وفتاوي ابن تيمية في الفقه ج 27، ص 152

خلاصه سخن ابن تيميه اين است كه از نظر طرفداران بدعت حسنه، يك امري وقتي بدعت حسنه محسوب مي شود كه يكي از علماء، اين امر مستحب بداند، در حالي كه ابن حجر هيتمي به نقل حلبي صريحا مي گويد، اعمال جشن ميلاد و اجتماع مردم در آن، در بدعت حسنه داخل است و بدعت حسنه هم به اتفاق علماء، مستحب است.

نكته پاياني: آثار معنوي جشن ميلاد پيامبر (صلي الله عليه وآله) در كلام علماي اهل سنت

ممكن است در اذهان برخي اين سؤال مطرح شود كه آيا بزرگذاشت ولادت پيامبر صلي الله عليه وآله و جشن و عيد گرفتن اين روز، داراي ثواب و پاداش هم مي باشد يا خير؟

در پاسخ اين سؤال سخنان چند تن از علماي اهل سنت را ذكر مي كنيم كه تنها گوشه از ثواب هاي مجلس بزرگذاشت و جشن ولادت آن حضرت را بيان كرده اند.

1. جلال الدين سيوطي:

سيوطي از علماي مشهور اهل سنت در كتاب «الوسائل في شرح الشمائل» براي جشن مولودي فضائل و مناقبي را بيان كرده است كه آن را دمياطي در كتابش چنين نقل كرده است:

قال سلطان العارفين جلال الدين السيوطي في كتابه الوسائل في شرح الشمائل ما من بيت أو مسجد أو محلة قريء فيه مولد النبي الا حفت الملائكة بأهل ذلك المكان وعمهم الله بالرحمة والمطوقون بالنور يعني جبريل وميكائل وإسرافيل وقربائيل وعينائيل والصافون والحافون والكروبيون فإنهم يصلون علي ما كان سببا لقراءة مولد النبي.

قال وما من مسلم قريء في بيته مولد النبي إلا رفع الله تعالي القحط والوباء والحرق والآفات والبليات والنكبات والبغض والحسد وعين السوء واللصوص عن أهل ذلك البيت فإذا مات هون الله تعالي عليه جواب منكر ونكير وكان في مقعد صدق عند مليك مقتدر

سلطان عارفان جلال الدين سيوطي در كتاب «الوسائل في شرح الشمائل» گفته است: در هر خانه ، مسجد ، يا محله اي كه در آن مولودي پيامبر خوانده شود، فرشتگان اهل آن مكان را همه در حيطه رحمت الهي ونور قرار مي دهد. مقصود از فرشتگان، جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل، قربائيل، عينائيل، صافون و حافون و كربيون است؛ زيرا آنها درود مي فرستند بر كساني كه سبب مولودي خواني پيامبر مي شودند.

و نيز گفته است: در هر خانه مسلماني كه مولودي پيامبر خوانده شود، خداوند متعال گرسنگي، وبا، آتش سوزي، آفات وبليات ، كينه، حسادت، چشم بد، شر دزد را از اهل اين خانه بر مي داند. هنگامي كه بميرد، خداوند پاسخ منكر و نكير را بر وي آسان مي كند و او در جايگاه راست گويان در نزد خداوند خواهد بود.

إعانة الطالبين، ج 3، ص 365

2. امام يافعي:

به نقل دمياطي، يافعي نيز تصريح مي كند، كسي كه در ميلاد پيامبر اطعام و احسان مي كند و مردم را براي اين مراسم دعوت مي كند، خداوند او را با صديقان، شهداء و صالحين محشور مي كند و جايش در بهشت است:

وقال الإمام اليافعي اليمني من جمع لمولد النبي إخوانا وهيأ طعاما وأخلي مكانا وعمل إحسانا وصار سببا لقراءة مولد الرسول بعثه الله يوم القيامة مع الصديقين والشهداء والصالحين ويكون في جنات النعيم.

امام يافعي يمني گفته است: هر كسي براي مراسم مولودي پيامبر ، برادران ديني اش را جمع كند، براي آنها طعامي آماده نمايد، ومكاني را براي مراسم آماده سازد و اعمال نيك انجام دهد، و سبب مولودي خواني و مديحه سرايي شود، خداوند او را در روز قيامت با صديقان، شهدا و صالحين محشور مي كند و در بهشت از نعمات الهي بهرمند خواهد بود.

إعانة الطالبين، ج 3، ص 365

3. جنيدي بغدادي:

ايشان صرف حضور در جشن ميلاد پيامبر صلي الله عليه وآله را رسيدن به ايمان مي داند. سخن وي را دمياطي چنين نقل كرده است:

قال الجنيدي البغدادي رحمه الله من حضر مولد الرسول وعظم قدره فقد فاز بالإيمان.

جنيدي بغدادي گفته است: كسي كه به جشن مولودي پيامبر حاضر شود و جايگاهش را بزرگ بداند، به ايمان دست پيدا مي كند.

الدمياطي ، أبي بكر ابن السيد محمد شطا (معاصر) حاشية إعانة الطالبين علي حل ألفاظ فتح المعين لشرح قرة العين بمهمات الدين ، ج 3، ص 364، ناشر : دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت.

4. سري سقطي:

سري سقطي سخن نابي در اين زمينه دارد و آن اين كه هر كسي نيت داشته باشد در مجلس ميلاد پيامبر صلي الله عليه وآله شركت كند، او قصد باغي از باغهاي بهشت را كرده است:

وقال السري السقطي من قصد موضعا يقرأ فيه مولد النبي صلي الله عليه وسلم فقد قصد روضة من رياض الجنة لأنه ما قصد ذلك الموضع إلا لمحبة الرسول وقد قال عليه السلام من أحبني كان معي في الجنة.

سري سقطي مي گويد: كسي كه تصميم بگيرد در جايي برود كه مولودي پيامبر قرائت مي شود، تصميم گرفته كه در باغي از باغهاي بهشت وارد شود؛ زيرا او به خاطر محبت پيامبر قصد اين مكان را نموده است، در حالي كه رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود: كسي كه مرا دوست بدارد همراه من در بهشت است.

إعانة الطالبين ج 3، ص 365

نتيجه كلي:

از پاسخ هاي كه بيان كرديم چند مطلب به دست مي آيد:

اولا: وهابيت ادعا دارند كه خود رسول خدا صلي الله عليه وآله جشن و سالگرد نگرفته است. در حالي كه دو تن از علماي اهل سنت همانند ابن حجر عسقلاني و جلال الدين سيوطي جشن ميلاد آن حضرت را بر اساس دو روايت صحيح مي دانند. و در يكي از اين روايات تصريح شده است كه رسول خدا در سالگرد تولدش بعد از چندين سال، جشن عقيقه گرفت و قرباني انجام داد.

ثانيا: گفته اند صحابه نيز در سالگرد ميلاد آن حضرت جشن نگرفته اند در حالي كه طبق روايت صحيح مسلم، صحابه هر هفته روز دوشبنه را به مناسبت اين كه رسول خدا صلي الله عليه وآله در آن روز به دنيا آمده و نيز مبعوث به رسالت شده، روزه مي گرفته اند.

ثالثا: برگزارش جشن ميلاد رسول خدا صلي الله عليه وآ له و فرزندش امام صادق عليه السلام، مراسم بزرگداشت و به شكرانه اعطاي وجود مبارك اين پيشوايان است و بدون شك از نظر هيچ مسلماني، شكر نعمت الهي قبيح و مذموم نيست.

رابعا: از نظر علماي اهل سنت، جشن ميلاد آن حضرت كار خوب و پسنديده است؛ زيرا اين كار نشانه تعظيم و بزرگداشت پيامبر، اظهار ارادت و شكر گزاري و سپاس از نعمت وجود با بركت آن حضرت است.

خامسا: بر مبناي اهل سنت كه بدعت را دو قسم مي داند، برگزاري اين گونه جشن ها، داخل در بدعت حسنه است. و به ادعاي ابن حجر هيتمي اموري در قسمت بدعت حسنه قرار مي گيرد، مستحب هستند.

  منبع : سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف

 

حق الناس بدترين توشه براي قيامت

ظلم و حق الناس در بيان معصومين

در حدیث امام باقر(ع) و امام علی(ع) می‌‌‌خوانیم که گناهان سه دسته‌‌اند:

گناهی که بخشیده میشود و آن ظلمی است که انسان به خود کرده است،

و گناهی که هرگز بخشیده نمی‌‌شود و آن شرک به خدا است: «انَّ الله لا یَغفرُ اَن یُشرکَ بِهِ»

و گناهی که از آن گذشت نمی‌‌شود و آن بدهکاری مردم است: «فَالمُدائنه بَینَ العباد».[1]

زیرا ظلم به بندگان و حق النّاس، جنبه شاکی خصوصی دارد و تا شاکی گذشت نکند، قاضی نمی‌‌تواند گذشت کند.

خداوند در قیامت وعده اجرای عدالت داده و در مقام عدالت، حق مظلوم از ظالم گرفته می‌‌‌شود.

سؤال: در قیامت که چک، وام، سند خانه، ملک و حساب بانکی وجود ندارد، پس چگونه حق مظلوم گرفته می‌‌‌شود؟

در احادیث معاد آمده است که برای جبران حق الناس، از کارهای خوب و شایسته بدهکار برمی‌‌دارند و به حساب طلبکار می‌‌‌‌گذارند تا کارهای نیک او بسیار شود، بلکه حق او تصفیه شود، و اگر کارهای نیک بدهکار کفایت نکند یا نداشته باشد، از گناهان طلبکار برمی‌‌دارند و به حساب بدهکار می‌‌گذارند، تا به این صورت شاکی راضی ‌شود. اینجاست که بدهکار با دست خالی به دوزخ می‌‌‌رود.

پیامبر(ص) فرمودند: «انَّه لَیَأتی العَبدُ یَومَ القیامَه و قَد سَرَّته حَسَناتُهُ فَیَجییٌ الرَّجُلُ فیقولُ: یا رَبِّ ظَلَمَنی هذا فَیُؤخَذُ مِن حَسَناتِهِ فَیُجعَلُ فی حَسَناتِ الّذی سَألَهُ، فما یَزالُ کذلکَ حتّى ما یَبقى لَهُ حَسَنةٌ، فإذا جاءَ مَن یَسألُهُ نَظَرَ إلى سَیِّئاتِهِ فَجُعِلَت مَع سیّئاتِ الرَّجُلِ، فلا یَزالُ یُستَوفى مِنهُ حتّى یَدخُلَ النارَ»؛[2]

در قیامت بنده‌‌ای که کار خوب بسیار دارد، در حالی که خوشحال است وارد محشر می‌‌شود. ناگهان شخصی از راه می‌‌رسد و می‌‌گوید: خداوندا! این شخص[در دنیا] به من ظلم کرده است. پس از کارهای نیک او گرفته می‌‌شود و به آن مظلوم داده می‌‌شود تا جایی که کار خوب و حسنه‌‌ای برای بدهکار باقی نمی‌‌ماند، ولی هنوز طلبکار راضی نشده و حقش را طلب می‌‌کند، آنگاه از گناهان طلبکار برداشته به بدهکار می‌‌دهند تا جایی که آن شخص بدهکار(که به کارهای خوب خود دلخوش و بهشتی بود)، جهنمی می‌‌شود.

حضرت علی(ع) فرمودند: «یَومُ العَدلِ عَلَی الظّالمِ اَشَدُّ مِن یَومِ الجَورِ عَلی المَظلُومِ»؛[3]

روز اجرای عدالت(قیامت)؛ بر شخص ظالم، بسیار سخت‌‌تر است از روزی که او بر مظلوم ستم روا داشته است.

و نیز امام علی(ع) فرمودند: «یَوم المَظلومِ عَلَی الظَّالِمِ اَشَدُّ مِن یَومِ الظَّالِمِ عَلَی المَظلُوم»؛[4] روز مظلوم(قیامت) که حق مظلوم را از ظالم می‌‌گیرند، از روز ظالم(ایام دنیا) که بر مظلوم ستم روا داشته سخت‌‌تر است.

امام باقر(ع) فرمودند: آنچه مظلوم از دین(و کارهای خوب) ظالم می‌‌گیرد، از آنچه ظالم از دنیای مظلوم می‌‌گیرد بسیار بیشتر است.[5]

همچنین فرمودند: «الظُلمُ فی الدُّنیا هُوَ الظُلُمات فِی الآخِرَة»؛[6] ظلم در دنیا؛ تاریکیهایی در آخرت است.

رسول خدا(ص) فرمودند: میان بهشت و انسان، هفت گردنه وجود دارد، که آسان‌‌ترین آنها مرگ است. پرسیدند: سخت‌‌ترین آنها کدام است؟ فرمودند: «الوُقُوفُ بَینَ یَدَی الله عزَّوجلَّ إذا تَعَلَّقَ المَظلُومونَ بالظّالِمینَ»؛[7] سخت‌‌ترین لحظه؛ زمانی است که انسان در پیشگاه خداوند بایستد و کسانی که به آنها ظلم شده، دامن ظالم را بگیرند.

حضرت علی(ع) فرمودند: «وَ اقْدَمُوا عَلَى اللَّهِ مَظْلُومِینَ وَ لَا تَقْدَمُوا عَلَیْهِ ظَالِمِین‏»؛[8] روز قیامت، ستمدیده و مظلوم به محضر خدا وارد شوید نه ظالم و ستمگر(یعنی اینکه انسان روز قیامت در حالی که بر او ظلم شده بر خدا وارد شود، بهتر از این است که بر دیگری ظلم کرده باشد).

همچنین فرمودند: «بِئسَ الزّاد إلی المَعادِ العدوانُ علی العبادِ»؛[9] ستم در حق بندگان بد توشه‌‌ای برای قیامت است!

و نیز فرمود: «وَ مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللَّهِ کَانَ اللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ وَ مَنْ خَاصَمَهُ اللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَه‏»؛[10] کسى که به بندگان خدا ستم روا دارد، خود خداوند به جاى بندگانش دشمن او خواهد بود، و آن را که خدا دشمن شود، دلیل او را نپذیرد.

پیامبر خدا(ص): «یقولُ اللّه ُ عَزَّوجلَّ: و عِزَّتی و جلالِی لأَنتَقِمَنَّ مِن الظّالِمِ فی عاجِلِهِ و آجِلِهِ، و لأنتَقِمَنَّ مِمَّن رَأى مَظلوما فَقَدَرَ أن یَنصُرَهُ فلَم یَنصُرْهُ»؛[11] خداوند عزّوجلّ مى‌‌فرماید: به عزّت و جلالم سوگند که از ستمگر در دنیا و آخرت، به طور قطع انتقام مى‌‌گیرم، و از کسى هم که ستمدیده‌‌اى را ببیند و بتواند یاریش رساند و نرساند، بى‌‌گمان انتقام مى‌‌گیرم.

و نیز رسول گرامی(ص) فرمود: «إنّ العَبدَ إذا ظُلِمَ فلَم یَنتَصِرْ، و لَم یَکُن لَهُ مَن یَنصُرُهُ، و رَفَعَ طَرفَهُ إلى السَّماءِ فَدَعا اللّهَ، قالَ اللّه: لَبَّیکَ أنا أنصُرُکَ عاجِلاً و آجِلاً»؛[12] هرگاه به آدمى ستمى شود و انتقام نگیرد و کسى را نداشته باشد که یاریش رساند، چون نگاهش را به آسمان بردارد و خدا را بخواند، خداوند فرماید: لبّیک، من در دنیا و آخرت تو را یارى مى‌‌رسانم.

===============================

*: حق الله ممکن است حق مالی باشد؛ همانند خمس و زکات. یا حق عبادی باشد؛ همانند نماز قضا، روزه قضا، دروغ، گناهان مربوط به عبادات.

چنانکه حق الناس نیز ممکن است حق مالی باشد؛ همانند بدهی مالی، امانت پرداخت نشده، خسارت مالی به دیگری و... و ممکن است حق غیر مالی باشد؛ همانند تهمت، غیبت، آبرو بردن، زخم زبان، ایجاد فتنه و اختلاف، دل شکستن، و ...

پی نوشت:

(*) بیانات علامه امینی

[1] . نهج البلاغه،خ176.

[2] . نهایة البدایة،ج2،ص55.

[3] . نهج البلاغه، حکمت241ـ341.

[4] . بحار،ج75،ص322.

[5] . بحار،ج75،ص311.

[6] . ثواب الاعمال،ص321.

[7] . کنز العمال،ح8862.

[8] . نهج البلاغه، خطبه151.

[9] . بحار،ج75،ص309.

[10] نهج البلاغه، خطبه52.

[11] کنز العمّال : 7641.

[12] کنز العمّال : 7648.

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 
 

تصوير (مراسم دعا و سفره صلوات ) موسسه حق گستر مبين زابل

تصوير (مراسم شهادت ابا عبد الله الحسين عليه السلام )

تصوير( آموز ش احكام 2- موسسه حق گستر مبين زابل

تصوير( آموز ش احكام - موسسه حق گستر مبين زابل

تصوير (آموزش مداحي  - موسسه حق گستر مبين - زابل)

تصوير (آموزش تجويد -موسسه  حق گستر مبين زابل )

تصوير (فرصت فوق العاده )

شعر كودك (خداي غيرت )

           خداي غيرت

يه دختر سه ساله     كنار گاهواره

دستش به آسمونه      چشاش پر از ستاره

خدا كنه كه امروز      اينجا بارون بباره

خدا كنه عموجون     برامون آب بياره

عمه ببين اصغرو      چندروزه خواب نداره

بابام ميگه صبر كنين    اصغر كه تاب نداره

عموم كجاس عمه جون   دلم شده پر از خون

چرا عمو نمي ره        آب بيار ه برامون

مشكا رو بر مي داره    پيش عمو مي آره

عمو طاقت نداره       دس رو دس بذاره

خداي غيرته اون      عين مروته ا ون 

 درياي همته اون      اهل فتوته اون

آقاي فضله عباس     دلش يه باغ احساس

ادب پيش ابالفضل     هميشه كم مياره

        ****************

چشاش پر از خون مي شه    حالش دگرگون مي شه

پيش امامش مياد                از اون اچازه مي خواد

حسين كه بي قراره             ديگه طاقت نداره

سر رو شونش ميذاره           ابري مي شه مي باره

يعني كه عباس من             داره تنهام مي ذاره

            *******************

عباس و چند تايي مشك     كه چشم به خيمه داره

سوار اسبش مي شه       تا بره آب بياره

كنار نهر پر آب                 دلش شد از غم كباب

ياد گلاي خفته               تشنه تو هرم آفتاب

يه لحظه تنهاش نذاشت    باغيرتي كه اون داشت

تا دنيا دنيا باشه             حديث عشق و نگاشت

               *****************

از اسبش اومد پايين        دستارو تو آب نهاد

اما تا خواست بنوشه       ياد امامش افتاد

ريخت آبا رو روي آب         تصوير گل تو افتاب

تو قاب چشماش اومد      شدش دوباره بي تاب

با ياد اون همه گل         مشكا رو كرد از آب پر

اومد سمت خيمه ها       آب نگو قطره در‍‍

          *********************

اما يهو يه شيطون          از پشت نخل با شمشير

دست چپ و راستشو      زدش با نيزه و تير

عباس قران مي خونه       آب تو ي مشك بمونه

حال وهواي اونو              خدا فقط مي دونه

            *********************

يه گرزه آهني     رو سر شير علي

 پايين مياد مي شكافه    فرقشو تا پيشوني

خون از سرش دوباره       مثل بارون مي باره

اما مثل هميشه            عباس اميدواره

            ****************

مشك و نگه ميداره        با غيرتي كه داره

دشمن يكي دوتا تير        توي چشاش مي كاره

توي غروب چشاش        تير مي خوره به مشكاش

رقيه دردونه                اينو ندونه اي كاش

سروده فاطمه رشيدريگي